زرنوشت

گاه نوشت های م. زرگر

چهل تکه

و اما منظور از چهل تکه چیست؟ مراد از چهل تکه آن است که فضاهای مختلف و ناهمگونی که از لحاظ تاریخی و معرفت‌شناختی وجود ما را ساخته‌اند، در سطح واحدی قرار ندارند. هر اقلیمی معرف یک سطح آگاهی است. گویی ما در نتیجهء فرآیندی که درک آن آسان نیست، همهء اعصار تاریخ بشریت را به صورت در‌هم آمیخته در خود گرد آورده‌ایم. البته این سطوح حیاتی بالقوه دارند و تنها به هنگام ارتباط فعلیت می‌یابند. اما از آنجا که ما در دنیایی با سطوح مختلف بازنمایی می‌زییم و قالب‌های شناختی که این سطوح را در خود گرفته‌اند بسیار گونه‌گونند، تجلی آن‌ها تنها به صورت اختلاط امکان‌پذیر است. ما علاوه بر آن که از وجود ردپاهای رنگ پریدهء لایه‌های کهن هستی در درون خود بی‌خبریم، در تسخیر جادوی مقاومت‌ناپذیر آنها نیز هستیم. ما از حالتی به حالت دیگر می‌رسیم بی آن که خود از این چرخش آگاه باشیم و پس از آن که این گذر متخقق شد، خود را دچار احساسات غریبی می‌بینیم که از مهار و هدایت آنها عاجزیم. زیرا تسلط بر آنها نیازمند کلیدهای تازه‌ای برای تفسیر است. از این رو آرام آرام اسیر آفرینش‌های خیالی می‌شویم. البته اگر این رسوبات قدیم لوح ضمیرمان که مشحون از تاثیرات نهان است، خلق آثار ادبی درخشانی را ممکن می‌کند، در قلمرو خرد تعقلی، سبب اختلال در تفکر می‌شود و آن را به سطح التقاط‌های سست پیوند تنزل می‌دهد که نمونهء آن را در کار ایدئولوژی پردازان متعهد مشاهده می‌کنیم.
همزمانی همهء گفتارهای واپس رفته، ما را آمادهء این رویارویی می‌کند. پیش از این تمام گفتارهای حاکم مبتنی بر اصل امتناع ارتفاع ضدین یا نقیضین بود. من اینم، تو آنی، یا، من اینجا هستم، تو آنجا هستی و غیر ممکن است من هم باشم و هم نباشم. اما اکنون به قول میشل سر “لازم است اصل امتناع ارتفاع نقیضین را از میان برداشت: نقض این اصل ما را به سیر و سیاحتی شگفت وا‌می‌دارد. سیاحتی تقریبا به حس درنیامدنی در سرزمین‌هایی نامانوس‌تر از آنجا که اولیس، دانته و گالیور سفر می‌کردند؛ و با این حال آنچنان شدنی و ملموس که در تکنولوژی امروزه نیز به کار می‌رود. به بیان دیگر، من همزمان با دیگری در اینجا هستم، من همزمان در اینجا و در جای دگر و شاید به جای کس دیگرم.” بنابراین باید به جای اصل امتناع ارتفاع نقیضین، اصل اجتماع نقیضین را نشاند. زیرا بدین ترتیب انسان با بسیاری دیگر پیوند می‌یابد. “آری من جمعی کثیرم: مجموعه‌ای بیشمار از دیگران.”

برگرفته از:
افسون زدگی جدید
داریوش شایگان

No comments yet »

Your comment

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>