زرنوشت

گاه نوشت های م. زرگر

عصیان جاودانگی

گونه‌ای عصیان در وجود ما هست. گونه‌ای فرار از هر نظم، هر عنصر کلاسیک که ما را در بدویتی معصومانه و در عین حال خطرناک و بی‌پایه قرار می‌دهد. گونه‌ای عدم تمکین در برابر هر نوع قدرت و “بزرگتر”ی. گونه‌ای انعکاس درونی از دنیای زیر و زبر گشتهء برون، دنیایی که در آن مخروط معکوس کیفیت جایش را به مخروط نامعکوس کمیت داده. گونه‌ای واکنش به دنیایی که مغز ندارد، اما آلت جنسی بزرگی دارد. دنیایی که در آن مهتر شکوهمند صدرنشین به یک دوجین کوتوله‌های ژندهء منحط تکثر یافته. دنیایی که گرچه در آن جاودانگی - این همراه و همنشین ازلی اندیشه - سمج‌تر از همیشه، حتی لحظه‌ای به روح مجال آسایش نمی‌دهد، روی به سوی فراموشی و زیستن بی‌‌قید دارد. دنیای جاودانه‌های پانزده دقیقه‌ای.

No comments yet »

Your comment

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>