اسیر
جلد ششم «جستجو» هم با سختیهای بسیار، با به جان خریدن همهء آنچه پروست آن را به سادگی «درد عشق» نخوانده و بل عمری را بر سر آشکار ساختن ساز و کار ظریف هستی و آغاز و انجامش نهاده، به سر آمد. خواننده، همراه با پیچ و خمهای تکراری اما یگانهء دلدادگی مارسل به آلبرتین، در گیر و دار عشق رنجآور اما به غایت اجتناب ناپذیرش به کتاب با همهء آن سطرهای طولانی، جملههای معترضهء پایان ناپذیر، و توصیفها و وسواسهای زجر آور بیهوده اما بسیار ظریف و دست نایافتنی دست و پنجه نرم میکند و همواره در آستانهء گریزی ابدی اما ناشدنی باقی میماند که صفحههای میانی کتاب آن را هر چه سهلتر و سطرهای پایانیاش آن را هر چه ناشدنیتر جلوه میدهند. به راستی که هنر پروست هنر آغازها و انجامهاست، و شاید دلباختگی که ذکر جاری و تپش رمندهء کار اوست، خود چیزی جز آغازی و انجامی نباشد؛ آن گونه که عشق را تنها در کوتاه لمحههایی که شکل میگیرد و در کوتاه زمان ایستایی که از دست میشود، مییابیم و درک میکنیم.






