زرنوشت

گاه نوشت های م. زرگر

Archive for تیر, ۱۳۸۳

واگنر پروست

برای کسی که از واگنر تنها قطعه‌ی دوصدایی لوهنگرین را بشناسد، پیش‌بینی در‌آمد تریستان ناممکن است.

در جستجوی زمان از دست رفته
جلد هفتم: گریخته
مارسل پروست

نظر مادربزرگ

گفت: “می‌دانی، مادربزرگ مرحومت هم این را می‌گفت، می‌گفت عجیب است که آدمی تحمل‌نا‌پذیرتر و در عین حال نازتر از این بچه پیدا نمی‌شود.”

در جستجوی زمان از دست رفته
جلد هفتم: گریخته
مارسل پروست

ای دوست

هر دم داغی هستی بر دل دیوانه
تازه از یاد برده بودم درد دروغین دوستی را

امروز

من شعر نمی‌گویم اما
امروز زیبا بود…

از آنان که زیسته‌اند‌اش بپرسید

شاعران واژه‌ی تنها را به بازی خام خویش
می‌گردانند
و آسمان خزه‌گون را از دل روان سنگ مسدود
می‌جوشانند

من شاعر نیستم اما می‌گویم
امروز زیبا بود…

بی غلتش هفت رنگ بی‌زبانی واژه
بی ارتکاب ترکیب واژه‌ی مهجور

زندگی اما

شاید قماربازی است؛ که سکه سکه می‌اندوزد و یک شبه می‌بازد.

کنارگذر

دختری بر گردنش آویخته بود: هنگام بوسیدن رنگی نشوید.

و من

به عبارتی مغزی جهان سومی دارم: متورم، بیکار، بدهکار.

Next entries »