داشتم عکسهای برندهی جایزهی «عکس دست اول» پولیتزر را میدیدم، که امسال به گروه خبرنگاری اسوشیتد پرس اهدا شده. قابل تاملاند. بخصوص عکس دو کودک عراقی که خیره به سرباز آمریکایی مینگرند. تصویر سرباز در چشمان درخشانشان. مشتهای گره کردهشان. دستهای بزرگترها که محکم بازویشان را چسبیده. یا عکس پسر جوانی که در میان بازماندگان یک انفجار میدود. فرار میکند به گمانم. دو ترکش از کنارش گذشتهاند و در هوا رد دودی به جای گذاردهاند.
عکس شگفتی قرن است، و شاید پس از کارتیه برسون به جرات بتوان گفت عکس خبری شگفتی قرن است. عکس برای ذهن خسته از رگبار خبرها، فرصت بازاندیشی است. رسانهای که با ثبات و بردباری ذاتیاش ما را به فرای آنچه میبینیم، میخواند. به همین ترتیب است که عکس نجابت باطنیاش را حفظ میکند در برابر توفان خبری روزمره. همین بردباری است که راهش را از فیلم خبری جدا میکند. فیلم خبری که سرشار از حرکت است و تنها واکنش آنی مخاطب را برمیانگیزد.
خوبی دیگر عکس این است که در یک نظر میبینیمش. پس از فیلم برتر است و از نوشته، که درکشان سخت به زمان وابسته است. دو عکس را می توان کنار هم گذاشت و مقایسه کرد، حال آن که هیچگاه کلیت دو فیلم خبری یا نوشته را نمیتوان در کنار هم، با هم مقایسه کرد، مگر با اتکا به حافظهی خطاپذیر انسانی.
سال پیش همین جایزه به دو عکاس از دالاس مورنینگ نیوز رسید: «به خاطر عکسهای گویایشان که نشان دهندهی خشونت و تلخی جنگ عراق هستند». عکسهایی که در برابر عکسهای امسال وقیح و نظامیاند، و از فاجعهی انسانی جنگ بویی نبردهاند. چامسکی گفته بود «درست نیست بگوییم رسانهها جنایتهای جنگی را پوشش خبری ندادهاند. اتفاقا معمولا آنها را گزارش می کنند، و برایشان جشن میگیرند.»، و وضعیت را مقایسه کرده بود با زمان جنگ ویتنام که سانسور کامل خبری حکمفرما بود. گفته بود «آنچه در ویتنام اتفاق افتاد، بسیار بدتر از این بود، اما کسی توجه نمیکرد.». وقتی برندگان جایزهی پولیتزر امسال و پارسال را مقایسه میکنیم، به سادگی درمییابیم که این جشنهای رسانهای توانستهاند حتی چنین جایزهی مهمی را از آن خود کنند.
معجزهی عکس خبری است که اجازه می دهد تنها در یک نگاه روند حرکت رسانهها را تشخیص دهیم، بی آن که درگیر تحلیلهای پیچیدهی خبری شویم. به نظر میرسد آمریکاییها به واقعیت فاجعهی دستسازشان نزدیکتر شدهاند. لااقل میدانیم که عنصر غرور از عکسهای پولیتزر امسال ناپدید شده، یا به عبارتی جایش را به عناصر آشناتر سوگ و ترس سپرده. عناصری که در جنگهای مدرن واقعیتی خارجی را ترسیم میکند، نه ایدئولوژی تاریخ مصرفدار افراد ذینفع را. ببینید چگونه پناه گرفته.
زرنوشت
گاه نوشت های م. زرگردر ستایش عکس [خبری]
۲ Comments »
alireza wrote @ فروردین ۲۱م, ۱۳۸۴ at ۱۰:۳۳ ب.ظ
salam…mikhastam bedoonam che tarikhi dastaneton ro barate sokhan.com ferstadid…mamnoon…ya hagh
محمود wrote @ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۴ at ۱۲:۴۰ ق.ظ
اولین دوره بود، تاریخش یادم نیست. گشتم، توی سایت سخن هم پیدا نکردم. به هر حال جایزهای نبرد، اما همین که قبولش کردند، برایم جالب بود.
Your comment
HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>






