زرنوشت

گاه نوشت های م. زرگر

برج بابل

وقتی زندگی‌ات معلق و نگاهت به ابرهاست، بهتر است بگریی.

چشم از ابرها برداشت و به زیر پا نگاه انداخت. مورچه‌ها محیط کفشش را دور می‌زدند تا بتوانند راه لانه‌شان را پیش گیرند. پایش را از زمین برداشت. صف تنک و پراکنده‌ی مورچه‌ها پر و یکپارچه شد. با خود گفت به همین سادگی؛ کافی است پایت را برداری.

اشک مورچه‌ها را تار می‌کرد.

No comments yet »

Your comment

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>