زرنوشت

گاه نوشت های م. زرگر

Archive for اسفند, ۱۳۸۴

دیزویت تیغ

یکی از تلخ‌ترین خاطره‌های زندگی‌ام مربوط می‌شود به دومین سالگرد هجدهم تیر. آن زمان بود که برای نخستین بار اثر بازنمایی رسانه‌ای را بر روی وقایعی که در پیرامونم رخ می‌داد، حس کردم. در تحریم خبری نسبی روزنامه‌ها، به یک باره تلویزیونی که حتی خواهر کوچکم کارتون‌هایش را به حساب نمی‌آورد، تبدیل شده بود به تنها منبع خبری خانواده‌ام. نمی‌توانم بگویم تصاویری که از «اراذل و اوباش» دستگیر شده نمایش داده شد، و اعتراف‌های مضحک‌شان تا چه حد به نظرم منزجر کننده آمد، اما از آن بدتر و تحمل‌ناپذیرتر نگاه پدر و مادری بود که پیش و پس از برنامه و همه‌ی شبانه‌روز کارشان داشتم.
Read the rest of this entry »

Le Regard

Puis vous vous êtes retourné vers moi et vous m’avez regardée avec une attention profonde et si intense qu’elle vous privait de me voir. L’idée de mon existence a pris votre esprit tout à coup. Vous m’avez regardée comme si vous m’aimiez. Cela vous arrivait parfois.

Emily L.
Marguerite Duras