زرنوشت

گاه نوشت های م. زرگر

Archive for اردیبهشت, ۱۳۸۵

پاکستانی‌ها محترم‌تر از ایرانی‌ها

شاید بگویید خیلی هیستریک هستم، اما عادتم شده هر نیم ساعت یک بار سایت صبحانه را برای اخبار جدید چک کنم. نیمه‌های شب بود که کسی به نام توفان لینک داد به سایت گوگل‌ترند. او متوجه شده بود که کشورهای عرب زبان از همه بیشتر کلمه‌ی sex را جستجو کرده‌اند. این مقدمه‌ای شد برای یک بازی چند دقیقه‌ای با کلمات.

اولا که بهتر است به جای مناطق، کشورها را در نظر بگیریم. آن وقت می‌بینیم که ایران بعد از پاکستان و مصر مقام سوم را در جستجوی این کلمه دارد. حالا بهتر است فکر کنیم ببینیم آیا ایرانی‌های وقتی که حشری می‌شوند واقعا دنبال چنین کلمه‌ای می‌گردند؟ اصولا کلمه‌ی sex، در آن معنی که ما در نظر داریم، همان محترمانه‌ی کلمه‌ی fuck است. من در تمام مدتی که مسؤول سایت کامپیوتر یا کافی‌نت بودم، کمتر دیدم کسی دنبال sex بگردد. اصولا کمتر کسی هست که چنین کی‌ورد سرراستی را جستجو کند و سواد انگلیسی زیادی داشته باشد. بنابراین به نظرم رسید همین جستجو را با کلمه‌ی fuck تکرار کنم. طبعا ایران اول شد! بعد نتایج جستجو را سال به سال مرور کردم. سال ۲۰۰۴، ایران اول. سال ۲۰۰۵، ایران اول. سال ۲۰۰۶، ایران اصلا در لیست نیست! اگر ماه به ماه پیش بیاییم، می‌بینیم تا ژانویه‌ی ۲۰۰۶ هم رکورددار بوده‌ایم. اما بعد ناگهان از گردونه‌ی رقابت خارج شده‌ایم. ظاهرا از فوریه‌ی ۲۰۰۶ سیستم فیلترینگ به جای response، شروع به حذف requestها کرده. به هر حال همان آرشیو دوساله کافی است تا بدانیم کجای کاریم. ظاهرا پاکستانی‌ها هم انگلیسی‌شان بهتر است، هم باادب‌ترند. تنها نکته‌ی مثبت این که جستجوی این واژه در ایران به طور کلی سیری نزولی داشته. در واقع می‌توان ادعا کرد که اینترنت به تدریج استفاده‌ی معمول خود را پیدا می‌کند.

حالا اگر به قول معروف متخصصان Data Mining داده‌ها را Drill Down کنیم، می‌رسیم به سطح شهرها. اگر رشتی‌ها ناراحت نمی‌شوند، باید بگویم که شهرشان مقام اول را در جستجوی کلمه‌ی fuck دارد. رتبه‌های بعدی را به ترتیب بابل، زنجان، ساری و قزوین از آن خود کرده‌اند. اگر فکر می‌کنید اشتباهی شده، و تهران می‌بایست اول می‌شد، به دنبال کلمه‌ی network بگردید. مثل این‌که تهرانی‌ها روی نت کارهایی مهم‌تر از جستجو در سایت‌های سکسی دارند. می‌توانید جستجوها را با واژه‌های فارسی ادامه بدهید، گرچه به دقت پاسخ‌ها زیاد اطمینان ندارم (چون ایرانی‌ها هنوز هم از کدپیج‌های مختلفی استفاده می‌کنند). به هر حال خواهید دید که رتبه‌ی شهر قزوین در جستجوی کلمه‌ی کون، هفتم است. این در حالی است که قم، مقام دوم را کسب کرده. جستجوی این واژه هم به طور کلی سیری صعودی داشته. این نشان می‌دهد که زبان فارسی دارد جای خودش را در سایت‌های با محتوای سکسی باز می‌کند.

نمی‌خواهم روی این داده‌های دموگرافیک زیاد مانور بدهم، چون از نحوه‌ی تهیه‌شان هیچ‌گونه اطلاعی ندارم، اما patternهایی که در همین چند دقیقه پیدا کردم، نشان می‌دهد که این کار اگر درست انجام شود چندان هم بی‌ارزش نیست. لااقل از نظر آسیب‌شناسی اجتماعی می‌تواند درس‌های جالبی در بر داشته باشد.

Chapter IV

This she might not attempt. It was unladylike. Why? Why were most big things unladylike? Charlotte had once explained to her why. It was not that ladies were inferior to men; it was that they were different. Their mission was to inspire others to achievement rather than to achieve themselves. Indirectly, by means of tact and a spotless name, a lady could achieve much. But if she rushed into the fray herself she would be first censured, then despised, and finally ignored. Poems had been written to illustrate this point.


A Room with a View

E. M. Forster

Boy and girl at dance in school gym

A one-liner:
Boy: ‘Care to dance?’
Girl: ‘No, I came here to play basketball.’
Boy: (Crumbles)
A comeback:
Boy: ‘Care to dance?’
Girl: ‘No, I came here to play basketball.’
Boy: ‘Sorry, I should have guessed by the way you’re dressed.’


Relations in Public: Microstudies of the Public Order

Erving Goffman

چون دوربین ندارم

جس کوک گوش می دهم و مسیر نخ نمای شانزه لیزه را پایین می روم. عصر یک روز طولانی و خسته ی درسی. آفتاب که می نشیند، گارسن های جوان کافه رستوران ها صندلی ها را در پیاده رو می چینند و قلمروشان را با گلدان های بزرگ چهارگوش مشخص می کنند. راننده های کلافه از ترافیک بوق می زنند. دخترهای آسیایی با ساختمان LVMH آن سوی خیابان عکس می اندازند. دانش آموزان آمریکای جنوبی که اردو به پاریس آمده اند، نوازندگان دوره گرد را دوره می کنند. از حفره ی سیاه مترو توریست است که بیرون می ریزد. از کنار ساختمان ویرجین می گذرم. از کنار سینما UGC. Quick. Bière Culture. هنوز هم شانزه لیزه بهترین پیاده روی دنیاست. از اتوال تا کنکورد مسیر مورد علاقه ی من است؛ از کنکورد تا لوور بزرگترین تفریحم. بزرگترین تفریح ها در پاریس رایگان است.

اسم آهنگ Cancion Triste است. مرا یاد خودم می اندازد وقتی مالیخولیایم عود می کند و یک ویلون آلتو مدام زیر دلم آرشه می کشد. حالا این آهنگ دو گیتار و یک گیتار باس اضافی هم دارد. چشم بسته وارد یکی از بازارچه ها می شوم و از تهش در می آیم. در شیشه ای مطیعانه جلوی پایم باز و پشت سرم بسته می شود. خیابانی است که نمی شناسم، پر از رستوران و کافه و یک آرایشگاه در میانش. در عوض این جا ترافیک نیست. آهنگ غمگین می خواند و من مستقیم می روم. بعد از مدتی می پیچم سمت چپ. باز سمت چپ. بعد راست. سعی می کنم کمی گم شوم. نمی شود. نوک ایفل از بین دو ساختمان پیداست. اینجا هیچ جوری نمی شود گم شد. هر قدر هم خودت را گم کنی، باز بی هوا پیدا می شوی.

جس کوک گوش می دهم و شانزه لیزه را بالا می آیم. نام این یکی آهنگ Jumpstart است. من برای زنده ماندن هر از گاهی به شوک مصنوعی احتیاج دارم؛ سبزی بهار و سفیدی زمستان کفاف نمی دهد. راستی هم بهار شده، با این ردیف درختان سبز دو طرف خیابان.

به جرج سنک نزدیک می شوم. همه ی صندلی هایی که جوانک چیده بود، پر شده. جلوی در سینما صف است. نورافکن ها روی عکس بیست متری ناتالی پورتمن روشن شده اند. حفره ی تاریک مترو توریست ها را یکی یکی می بلعد. تریومف را که آخرین شعاع سرخ نور پشتش فرو می میرد برای آخرین بار نگاه می کنم و می گذارم دهان سیری ناپذیر مترو مرا هم فرو برد.

Charisma

A retired four-star general told me that, despite the eight thousand British troops in the region, “the Iranians could take Basra with ten mullahs and one sound truck.”

The Iran Plans
Seymour M. Hersh

جاده ها و پیچ های شان

پشت این پیچ جاده آسفالت می شود…