آبان ۲۵, ۱۳۸۶ at ۱۱:۰۵ ب.ظ
· Filed under روزمرگیها
تا حالا شده مست بشی؟
چطور؟
تنها وقتیه که فکر می کنی تو دنیا همه چیز خوب و درسته. اصلا تعریف من از بهشت اینه که همه مست باشن.
یا همه اکس زده باشن!
می دونی؟ دوشنبه ها صبح کلاس مبانی مدیریت دارم. بعد چند ساعتی درس می خونم و کلاس فایننس شروع می شه. ساعت هفت شب که کلاس تموم می شه دیگه مخم پوک شده. اونوقت میرم بار دانشگاه، که سه تا در با کلاس فایننس فاصله داره… و … مست می کنم. ساعت هشت و ربع هم با سرویس برمی گردم خونه. این یک ساعت و ربع بهشت شخصی منه. چون همه ی دانشجوها همین کار رو می کنن.
خیلی کوتاهه.
هان؟
زمانش رو می گم.
از هیچی بهتره…
Permalink
سلام…
راستش را بخواهید این تشابه فامیلی کمی به نظرم عجیب میرسد. چون شفیعی زرگر شهرت کمیابی است. به نظر شما ما با هم فامیل هستیمم؟! این فقط یک کنجکاوی است و شاید هم لوس بهنظر برسد. بههرحال برای من جالب است.
گذشته از این، از آشنایی با شما(اگرچه هنوز یکطرفه است) خوشبختم. سعی میکنم نوشتههایتان را بخوانم.
خوب باشید…
مست wrote @ بهمن ۴م, ۱۳۸۶ at ۹:۲۳ ق.ظ
اکثر آدما دوست دارن مست کنن. بعضیها مست نمیکنن به دلایل مذهبی یا فرهنگی، بعضیها مست نمیکنن چون میترسن کارای نامربوط بکنن، بعضیها هم مست نمیکنن چون زندگی زیبایی دارن.
HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>