نابینا

نوشته هایم را دوست دارم، همان طور که مریم حیدر زاده عکسهایش را.
نگارش خودکار
دائما در اعماق ضمیر پنهان گفتاری شکل می گیرد که کافی است به آن توجه کنیم تا بتوانیم در هر لحظه آن را ثبت کنیم و در این صورت است که می توان پی برد به ابن که گفتار آگاه روزمره فقط حجابی است بر جریان درونی ترین و صمیمانه ترین اندیشهء سرکوب شده.
برگرفته از:
مکتبهای ادبی
رضا سیدحسینی
سوررئالیسم

برتون با اشاره به تحقیقات روانکاوان ماربورگ به این نتیجه می رسد که ادراک و ابراز در بشر، درواقع حاصل استعدادی یگانه و اولیه است که دو پاره شده است و شکل دست نخوردهء آن را می توان در اقوام بدوی و بچه ها مشاهده کرد. تنها نگارش خودکار است که می تواند ما را به این حالت ناب برساند و به گفتهء برتون: “می توان به طور منظم، فارغ از هر گونه هذیانی، کاری کرد که فرق بین عینی و ذهنی، ضرورت و ارزش خود را از دست بدهد.”
برگرفته از:
مکتبهای ادبی
رضا سیدحسینی
شادابی شکننده

چشمان درخشان میان صورت تکیده. بدن رهیده در صندلی چرخدار. جیر پوشیده سر تا پا. با وقار لمیده بر تکیهء مخملین لاجوردی. دستان دستکش پوش بی حرکت، بسته به دسته های پهن با نخی نرم.
کسی، انگار برادر، مهربانانه او را به پیش می راند.
آنچه در یاد می ماند، پاپیون ظریف نیلی پشت صندلی است و وارهیدگی چهرهء جوان. چهره ای هنوز بی آلایش که اکنون طره ای مو به میانش دویده. چهره ای آرام و دور مانده از شور و سودای جوانی. از جوانی رسته و به جاودانگی پیوسته. با چشمخانه ای کمی گود، بینی استخوانی، و گونه های کم جلا اما با نشاط؛ شادابی شکننده؛ پذیرش، زندگی و گذشتگی؛ تسلیم، بی نیازی، خشنودی.
کسی، انگار مادر، صبورانه غذا به دهانش می گذارد.
او ام اس دارد.
شر
شر در هیات نبوغ مزورانهء ابژه تجلی می یابد، در صورت وجدآور ابژهء ناب و در راهبرد پیروزمندانه اش در برابر سوژه.
ژان بودریار
Davis Cup

عشق عشق است.
زندگی زندگی است.
و افتخار، افتخار.
افتخار به عشق،
افتخار به زندگی،
افتخار به پیروزی در مسابقه،
افتخار کنار زدن یک دختر از جلوی دوربین.
“خانم لطفا بفرمایید جای دیگر، می خواهیم از تابلوی نتایج فیلم بگیریم.”
“می دانم دوست دارید برادرتان را تشویق کنید، اما اگر لطف کنید یک پله بالاتر بنشینید، از کادر هم خارج می شوید.”
افتخار هدایت به خارج از کادر.
شما وجود ندارید.
افتخار اجرای قانون نانوشته.
ورود به تلویزیون برای سگها، سازها و خانمها ممنوع است.
تماشای وجدآور مسابقات تنیس جام دیویس.
لامپیدگی مفرط چند خیابان تنگ یک شهر بزرگ

نمی نویسم. تنها می نگرم دروغهای آویخته به دیوار را. دروغهای رنگارنگ، دروغهای چشمک زن، دروغهای حقیقت نما.