زرنوشت

گاه نوشت های م. زرگر

Archive for اسفند, ۱۳۸۲

من

همه شورم
همه دردم
پی چشمان تری
پی آوای پری می گردم

شهر دیدنی است

میان تراکتها، پوسترها، پلاکاردها و بیل بوردها که دیوارهای شهر را به شکل تکراری ترین اثر کج سلیقه ترین هنرمند مدرن درآورده اند، تنها روسپیانی واقعی به نظر می رسند که کنار خیابان بی توجه به آوای گوش آزار سخنان چهره های نقش بسته بر دیوار، کار ظریف خویش و زندگی سربسته و بسیار شخصیشان را به دور از همهء جدالها در پایین ترین سطح فیزیولوژیک ادامه می دهند؛ لااقل زنده اند. باقی شهر به خیمه شب بازی بی پایانی، به سیاه بازی وقیحی، به تئاتر بی سوفلور و بی کارگردان و بی داستانی می ماند که تزیین صحنه اش تکراری ترین اثر کج سلیقه ترین هنرمند مدرن است؛ ما بازیگریم.

سالها

بعضیها ۱۹۸۴ را می خوانند، بعضیها ۱۹۸۴ را می بینند.

سیاست پروستی

در جهان سیاست قربانیان چنان زبون اند که نمی توان جانیان را زمان درازی سرزنش کرد.

در جستجوی زمان از دست رفته
کتاب پنجم: سدوم و عموره
مارسل پروست