Archive for مرداد, ۱۳۸۳
شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۳ ساعت ۱:۱۶ ق.ظ · زير ماضی بعید
همینجور که شبها میگذرند و من پشت صفحهی بیحجم کامپیوتر، خاک تنهایی و بیکسی خودم را میخورم، شبهایی هم میآیند که زیر نور مایل و محدود چراغ مطالعه، در حالی که به چند شکلک رنگ به رنگ خیره شدهام، با خود میاندیشم کاش کسی را داشتم که بیش از حد دوستش میداشتم. آداجیوی عاشقانه و بیآرامی میگذارم و به ریشهها و پیامدهای این تنهایی میاندیشم، که همسایهی دیوار به دیوار بیشمار دوستان اینترنتی است. چند شکلکی میفرستم و با این که برای نوشتن چند خطی برای وبلاگ سخت با خودم در کلنجارم، باز سرسختانه منتظر جوابی میمانم. سر آخر، همه که خوابیدند، میروم و برنامهای، چیزی برای دانلود کردن پیدا میکنم و تا صبح غم انتظار دانلود کردنش را روی این خطهای هایبندویت به جان میخرم، و نصبش اوج اورگاسم معنویی است که از سر شب آغاز گشته. آری، فکر میکنم همینجور بود که عاشق نرمافزار شدم.
جمعه ۲ مرداد ۱۳۸۳ ساعت ۹:۳۲ ب.ظ · زير ماضی بعید
هیچ میدانی چرا، چون موج،
در گریز از خویشتن، پیوسته میکاهم؟
- زانکه بر این پردهی تاریک،
این خاموشی نزدیک،
آنچه میخواهم نمیبینم،
و آنچه میبینم نمیخواهم.
در کوچه باغهای نشابور
شفیعی کدکنی
شنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۳ ساعت ۱۰:۲۶ ق.ظ · زير ماضی بعید
برای کسی که از واگنر تنها قطعهی دوصدایی لوهنگرین را بشناسد، پیشبینی درآمد تریستان ناممکن است.
در جستجوی زمان از دست رفته
جلد هفتم: گریخته
مارسل پروست
شنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۳ ساعت ۹:۴۳ ق.ظ · زير ماضی بعید
گفت: “میدانی، مادربزرگ مرحومت هم این را میگفت، میگفت عجیب است که آدمی تحملناپذیرتر و در عین حال نازتر از این بچه پیدا نمیشود.”
در جستجوی زمان از دست رفته
جلد هفتم: گریخته
مارسل پروست
چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۳ ساعت ۱۱:۴۴ ب.ظ · زير ماضی بعید
هر دم داغی هستی بر دل دیوانه
تازه از یاد برده بودم درد دروغین دوستی را
جمعه ۱۹ تیر ۱۳۸۳ ساعت ۱۱:۲۵ ب.ظ · زير ماضی بعید
من شعر نمیگویم اما
امروز زیبا بود…
از آنان که زیستهانداش بپرسید
شاعران واژهی تنها را به بازی خام خویش
میگردانند
و آسمان خزهگون را از دل روان سنگ مسدود
میجوشانند
من شاعر نیستم اما میگویم
امروز زیبا بود…
بی غلتش هفت رنگ بیزبانی واژه
بی ارتکاب ترکیب واژهی مهجور