داستان کوچک س-ک-س-ی من
در را که باز کرد، باریکهی نور کشیده شد به موکت و کاغذدیواریهای اتاق. دختر به پشت روی تخت خوابیده بود، صلیبوار دستهایش را از هم گشوده بود، و به سقفی چشم دوخته بود که انعکاس نور در آب آکواریوم بر رویش طرحهایی تصادفی رسم میکرد. توی آکواریوم دو ماهی دلقک کوچک دنبال بازی میکردند. پمپ آب صدای خفهای میکرد و حبابهای ریز، مثل بادکنکهای رها شده، از کف آب به سطح میآمدند. یک لجنخور هیکل بیفلسش را کف آکواریوم پهن کرده بود و با دهان گشادش آن را لایروبی میکرد. چشمان ریز سیاهش مجزا از هم حرکتهای تند دلقکها را میپاییدند. سیگار دختر در دستش، نقطهی سرخ معلقی بود در تاریکی که از سطح تخت بالا میآمد و تا دهانش میرسید و باز به جای اولش بازمیگشت. ساعت مچی پسر دو بوق کوتاه به معنی گذر از ساعت یک زد. دختر سر برگرداند. انگار چشمانش را دود گرفته باشد و پسر را نبیند، به نقطهای فراسو خیره شده بود. پسر چراغ را روشن کرد. سلام. دختر دود سیگار را با ملایمت بیرون داد و با لبخندی سر تا پای پسر را ورانداز کرد. خندید و رشتهی سفید دود از خندهاش پلهپله شد. چرا اینقدر سیاه شدی؟ پسر کاسکتش را توی سبد کنار دستش که پر از لباس چرک بود، انداخت. زمین خوردم. با موتور افتادم تو جوب. دختر نیمخیز شد. طوریت که نشد؟ پسر پشت دستش را نشان داد. یک ورقه از پوست مچ دستش برداشته شده بود. زخم سرخ بود و در جاهایی به سفیدی میزد. دست چرک و سیاه بود. دختر از تخت پایین آمد و در حالی که سیگار را با گوشهی لبش نگاه داشته بود، زخم را دقیق وارسی کرد. یک تکه پارچهی کهنه از توی سبد برداشت و دور زخم را پاک کرد. یکی از بندهای کرستش از زیر رکابی آبی پیدا بود. پسر حس کرد دلش ضعف میکند. اصلن خون نیومد. نه، اما حسابی ضرب دیده. دور زخم کبود شده بود. بیا بریم تو حموم. زخم رو باید بشورم. سه پسر کوچولوی بیادب چینی روی سیفون توالت نشسته بودند و هر کدام با فیگور خاصی میشاشیدند. دختر دست را بالای کاسهی توالت گرفت و ظرف کوچک بتادین را رویش خالی کرد. آب درون کاسه رنگ خون شد. حالا باید ببندیمش. و خم شد و سیفون را کشید. سیگار هنوز بین لبهایش دود میکرد. درز کوچکی میان رکابی آبی و شلوار جینش، باریکهای از شکمش را نمایان میکرد. نمیخواد ببندیش. پس چی؟ بخوابیم. دختر سیگار روشن را توی توالت انداخت و دوباره سیفون را کشید. این بار سیفون کمتر صدا داد. موهای پسر ژولیده و به هم چسبیده بودند. یه خرده صبر کن. زیاد طول نمیکشه.






