زرنوشت

گاه نوشت های م. زرگر

Archive for شهریور, ۱۳۸۵

خواب تابستانی و باقی قضایا…

تابستان فصل خوبی برای نوشتن نیست. نه حتی برای خیال کردن. اصلا همه‌چیز همان‌طور می‌شود که باید باشد. بهار زیادی زیباست، پاییز بیش از حد غمگین و زمستان سرد و تهی. در برابر این‌ها، دست به قلم می‌بریم. چند سطری می‌نویسیم. به ضرب قلم دنیای کژ و کوژ اطراف را لااقل در نوشته‌مان، یا در خیال‌مان اصلاح می‌کنیم. نوشتن یعنی تولید ویرایش‌های نو و غیر واقعی از جهان پیرامون. اما در تابستانی که، نمی‌گویم بی‌اشکال است، اما همه‌چیز همان‌جور است که باید باشد، حتی مشکل‌ها، چه چیزی برای نوشتن هست؟ چند ماه است که ننوشته‌ام؟

من شرمنده. مرحمت شما زیاد. دیگر دوست و آشنا و هر کس که فکر می‌کردم یا نمی‌کردم که وبلاگم را بخواند، تلویحا اطلاع داده که از ننوشتنم ناراضی است. ببخشید. وقتی چیزی نیست نمی‌نویسم. از تصویر خودم و نوشته‌هایم خسته شده‌ام. بگذارید هوایی بخورد، شاید کمی سبک غرغرمآبانه‌اش تعدیل شد. (شاید هم خودش تعطیل شد!) اما به هر حال مثل روز اولش نخواهد شد. به قاعده‌ی خودم که هیچ‌گاه مثل روز اولم نخواهم شد.

خبر این‌که بالاخره دوربین خریدم. چشم همه‌ی دوستانی که در n سال اخیر عجز و لابه و توضیحات فنی و نقدهای هنری مرا در زمینه‌ی عکاسی تحمل کرده بودند، روشن. از این به بعد بیشتر عکس می‌گیرم و کمتر حرف می‌زنم. یک هیچ به نفع پرده‌ی گوش و نورون‌های مغز شما. خوش‌حالم که دیگر لازم نیست چیزهایی را که می‌بینم بنویسم، و می‌توانم در وبلاگم بیشتر به فکر و خیالم بپردازم. اگر عمری (برای وبلاگ، نه خودم) باقی باشد. لطفا آن بالا روی آلبوم عکسم کلیک کنید (تقه بزنید!) و عکس‌هایم را ببینید. من هم سعی می‌کنم هر برنامه‌ای برای وبلاگم دارم زودتر پیاده کنم. شاید دوزبانه شود، شاید هم فتوبلاگ (بی‌زبانه) شود. فعلا که بازار پایان‌نامه نویسی و کاندید شات گرفتن داغ است.