زرنوشت

گاه نوشت های م. زرگر

داستان‌ها

از دو سال پیش دوباره قلم به دست گرفتم. ابتدا نوشتن ناممکن می‌نمود. از یک خط و یک کلمه شروع کردم و به داستان ختم شد. آن‌هایی را که دوست نداشته‌ام، از لیست انداخته‌ام. فعلا فقط همین مانده.

    خوابگرد - داستانی که در برابر چشمان متعجبم در مرحله‌ی اول مسابقه‌ی صادق هدایت پذیرفته شد. یک کار ضعیف اما بامزه.
    دو خواهر - تمرینی که سه ماه طول کشید. پس از نوشتن این داستان دانستم که قلم به اختیار خودم می‌گردد.
    اگر ماهی‌فروش بودم - یک کار مینیمالیستی ساده. در ستایش روزمرگی.
    داستان کوچک س-ک-س-ی من - از همه بیشتر دوستش دارم. مینیمالیستی، س-ک-س-ی، سهل، ممتنع.
    تنیدگی ۱، ۲، ۳، ۴ - تمرین فانتزی نویسی. با کمی الهام از فورستر فقید.
    هرم - داستان نفرت انگیز. در جشن ازدواج یک دوست عزیز به رشته‌ی تحریر درآمد.

No comments yet

Sorry, the comment form is closed at this time.